به قول بچه ها
صفحه داره لود میشه
|
|
چرا به اون قصرت ای خدا صدای من نمیرسه
۩۞۩ راه نداره به دل من هر کسی ۩۞۩
|
|
بهشت وانسان از بهشت که بیرون آمد دارایش فقط یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود و مکافات این وسوسه هبوط بود. فرشته ها گفتند:تو بی بهشت می میری.زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد.انسان گفت:اما من به خود ظلم کرده ام . زمین تاوان ظلم من است.اگر خدا چنین می خواهد پس زمین از بهشت بهتر است.خدا گفت:برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد.زمینی آکنده از شر و خیر آکنده از حق و باطل. وبه راستی که زمین تاوان ظلم ما انسانهاست به خودمون.ما آدما دیگه حتی به خودمون هم رحم نمیکنیم. کاش می شد همه چیزو از نو ساخت.....ای کاش می شد ولی حیف...
داستان مانع درس زندگی * در زمان های گذشته، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای اين كه عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنار تخته سنگ می گذشتند. بسياری هم غرولند می كردند كه اين چه شهری است كه نظم ندارد. حاكم اين شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... نزديك غروب، يك روستايی كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود، نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناری قرار داد. ناگهان كيسه ای را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه های طلا و يك يادداشت پیدا كرد. پادشاه در آن يادداشت نوشته بود: " هر سد و مانعی می تواند يك شانس برای تغيير زندگی انسان باشد." سرود زندگی... من از تبلور شبنم می ایم خدایا به دادم برس ! طاقت این بی طاقتی را ندارم .خدایا دستم خسته است و شعر مرا شلاق می زند. خودم را به دیروز ها سرگرم کرده ام فردای لعنتی به سراغم می اید. از بس تکرار شده ام که تهوع می گیرم . نه صبحگاه ترنم ترانه ای نه شامگاه شبنم خیز خاطره ای . مدام به تار های عنکبوت خیره می شوم و مدام در بستر بیهودگی تب تنهایی ام زیاد تر می شود. این زندگی زرورق شده تنهایی است . من واقعا از این طپش سردرگم خسته ام . از این زندگانی بی زنبق پاییز گرفته ... جهان راهمین جا نگه دار ... کمی جلوتر وقتی روزها به سرعت می گذرند وحتی ماه ها شبیه هم شده اند . وقتی انقدر گرفتار زندگی شده ایکه خودت را هم فراموش کرده ای وقتی به هیچ قانعی و ان را هم را نداری رها شو خدا را هم مواخذه نکن ! شاید برایت اینگونه نوشته اند . امشب بی صداترین ترانه است... آب اگر چه بی صداترین ترانه بود تشنگی بهانه بود من به خوابهای کوچک تو اعتماد داشتم چشمهای عاشق تو را به یاد داشتم می وزید عطر سیب سمت خوابهای ساده و نجیب من به جستجوی تو در هوای عطر موی تو رفت و آمد کبود گاهواه ها زیر چتر روشن ستاره ها تا هنوز عاشقم تا هنوز صبر می کنم ابر می رسد باد مویه می کند چکه چکه از جلوی ناودان یاس تازه میدمد یاس یاس تازه تا هنوز تشنه ام تا هنوز تشنگی بهانه است آب بی صداترین ترانه است تا هنوز عاشقم تا هنوز صبر می کنم... آبی آسمان(ای عشق)... دل سوخته تر از همه دل سوختگانم از جمع پراکنده رندان جهانم در صحنه بازیگری کهنه دنیا عشق است قماره منو بازیگر آنم با آنکه باخته در بازی عشقم بازنده ترین هست در این جمع نشانم ای عشق از تو زهر است به کامم دل سوخت تن سوخت ماندم منو من دل سوخته تر از همه دل سوختگانم از جمع پراکنده رندان جهانم عمریست که می بازمو یک برد ندارم اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت مرگ است مرا گر بزنم حرف ندامت باید که ببازم با درد بسازم من دربه در عشقمو رسوای جهنم چون سایه به دنبال سر عشق روانم او کهنه حریفو منو من کهنه حریفش سرگرم قماریم منواون رو سر جانم باید که ببازم با درد بسازم در مذهب رندان این است نمازم زندگی زیباست... رويای باران می بينم ای همه کس.ای همه چیز... قاصدک قاصدک منو ببین تو این دنیا اسیرم قاصدک با من بمون بدون نگات میمیرم قاصدک تندیس مرگو من دارم بی تو می سازم قاصدک پرهام شکسته کاری کن تا پر بسازم قاصدک با غم می سازم چون دلم بد جوری مسته اما بی چشمات نمیشه جون من به اونا وابسته قاصدک سیاهی ها رو من واست با رنگ میسازم صدات رونده به هیچ کس با اون اهنگ میسازم قاصدک دلم گرفته دوس داره داره واست بباره اما رو برگ نامه حرف دلگیری نداره ...
تو مثل ... تو مثل راز پائیزی و من رنگ زمستانم چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبائی ها و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم تو دریائی ترین آبی آرام و بی پایانی و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم تو مثل آسمانی مهربان آبی و شفاف و من در آرزوی قطره های پاک بارانم تو دنیای منی بی انتها ساکت و سرشار از ... انتقام بعد از مرگ (( به روح اعتقاد ندارم ))
چون اگه روح وجود داشته باشه قسم می خورم بعد از مرگم خواب شب رو برا بعضی ها حروم کنم ...
|
|